Archive for آوریل 24th, 2008
…
▪
از داشتن دوستی مانند شما بسیار خوشحالم،
فقط یه چیزی، بی زحمت اون پاتو از روی دستم وردار.
Add comment 24 آوریل, 2008
دموکراسی
وقتی کسی (…) و (…) و (…) باشه، دیگه ازش چه انتظاری میشه داشت؟!
» جاهای خالی را با توجه به متن پر کنید.
Add comment 24 آوریل, 2008
دوستپسر
▪
آخ که چقدر هی فرت و فرت نوشتن عبارت «آقای دوستپسر» ، وبلاگ شما رو خوندنی میکنه / …
(یادتونه یه چیزی بود به اسم افعال معکوس و اینا)
Add comment 24 آوریل, 2008
Jigsaw
اَره(SAW) رو که دیدید؛ خواهشا روشنفکر بازی در نیارید بذارید حرفمو بزنم. شخصیت محوری و ثابت هرچهار قسمت Jonathan Kramer یا همون Jigsawست. این آقا یک شخص سرطانیه که به دلیلی تلههایی رو برای یه عده در ظاهر بیگناه، میذاره و یک نوار کاست رو هم کنار تله میذاره که یه سری دستورالعمل برای آزادی از اون تله توش هست؛ حالا دلیل Jigsaw برای اینکار چیه:
اون یه شخص سرطانیه، وقتی که سرطان گرفته تازه مفهوم و ارزش زندگی(live) رو فهمیده، حالا وقتی این آقا میبینه که یه سری آدم ِ سالم هستند که قدر و ارزش زندگیشون رو نمیدونن، تصمیم میگیره به یه طریقی به این آدما بفهمونه که زندگی چهقدر ارزش داره، حالا اگه اون فرد طعمه یه ذره زرنگ باشه میتونه خودش رو نجات بده اگر هم نه که محکوم به مرگه.
درست و غلط بودن روش این بابا رو کاری ندارم، اما این فیلم(که یه عده میگن الکی خون و خونبازی الکیه) یه چیز خوب رو یادآور میشه، «ای ملت نفهم، زندگیتون خیلی بیشتر از اینهایی که شما فکر میکنین ارزش داره.»
after: یعنی الان میخواین بگین که این بابا دیگه کیه؟ پووووف.
Add comment 24 آوریل, 2008
مسخرهست، آخی؟!
▪
before: از اونجایی که این وبلاگ هنوز تعداد خوانندههاش به تعداد محدودی هم نرسیده است،پس تا اطلاع ثانویه به نوشتن مطلب ادامه خواهم داد/تا چه شود
middle: این چه مرگیه که یه نفر یه چیزی رو میگه، بعدش هی مردم روش اسکیجات انجام میدن؟! من جوابش رو میدونم:
- اسکی ورزش بسیار مفرحیست.
- اسکی ورزش پولدارهاست.
- نوشتههای آنها جان میدهد برای اسکی.
after: از اونجایی که آقای سیریش، کلا اسکی بلد نیست، این نوشته تنها برای نشان دادن کلاس بالایش بود و خواست قپی(ghopy) در بکند. پوووووف!
…
Add comment 24 آوریل, 2008
